سرگرمي - جوك - كليپ

بر امر خداوندگار بصیر علی بر همه مؤمنان شد امیر
امیری سرافراز و فرخ تبار امیری امین و خبیر و مدیر
امیری که شاهان همه بندهاش امیری که بد مصطفی را وزیر
امیری که کوهی است خاک رهش نه کوهی که عالم ز خرد و کبیر
چو نوشید از بادة مهر شاه برآورد چون عندلیبی صفیر
بشارت همی داد بر دوستان به آواز خوش نغمه دلپذیر
مبارک بگوئید یاران به هم لیالی و ایام عید غدیر
نقاشیهای سه بعدی بسیار زیبا
|
|
|
|
برای دیدن بقیه تصاویر زیبا به ادامه مطلب بروید.
------------------------------
کمپانی BMW که هیچگاه بدون سورپرایز نمی باشد و هر بار خودروی جدید را رو نمایی می کند این بار هم مثل همیشه شاهکاری دیگری را دارد.
BMW VISION که نام خودرو جدید BMW می باشد که ترکیبی از دو موتور الکتریکی و سه موتور توربو دیزیلی می باشد که قدرتی برابر با 365 اسب بخار را دارد. شتاب یک تا صد این خودرو 4.8 ثانیه می باشد. نکته قابل توجه این خودرو مصرف آن می باشد که در هر 100 کیلومتر 3.76 لیتر می سوزاند. باور نکــــــردنیه !!!
بقيه عكسها در ادامه مطلب

خوردن پیاز هم خواصی دارد که در زیر میخوانید :
از پیاز به عنوان یك داروی ضدعفونی كننده استفاده می شود. مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لكه ها جلوگیری می كند. و از مخلوط آب پیاز و عسل می توان به عنوان یك كرم ضد چروك استفاده كرد.
پیاز سرشار از ویتامین C، کلسیم، منیزیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، گوگرد و اسید فولیک و مقدار کمی آهن، مس و روی است که تاکنون تحقیقات زیادی برای اثبات خواص آن صورت گرفته است.
پیاز و پوكی استخوان
خوردن پیاز در پیشگیری از پوکی استخوان مؤثر است؛ چرا که پیاز با جلوگیری از کاهش مواد معدنی به ویژه کلسیم موجود در سلولهای استخوانی از بروز پوکی استخوان جلوگیری میکند.
پژوهشگران دانشگاه برن سوئیس، تركیبی در پیاز شناسایی كرده اند كه از كاهش حجم استخوان و پوكی آن جلوگیری می كند. این ماده در پیش گیری در كاهش نیافتن مواد مصرفی ـ به ویژه كلیة سلول های استخوانی ـ تأثیر زیادی دارد.
پیاز، قند خون و كلسترول را پایین می آورد.
پیاز یكی از گیاهان بسیار قدیمی است كه انسان آن را شناخته و در غذای خود استفاده می كرده است در كتاب های پزشكان مسلمان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات به عنوان داروخانه ای كامل نامبرده شده است.
خواص پیاز
بوی آن میكروب های مضر را از بین می برد.
قند خون را كاهش می دهد.
از ابتلا به سكته جلوگیری می كند.
قلب را فعال می كند و ...
آورده اند مردی بود که پیوسته تحقیقِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت، هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و كتاب " حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.
مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته یِ او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..
زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت: تدبیر چیست؟ گفت: برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی.
گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد. و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی!
زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت: اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی ...
مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :
" لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."
پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟
گفت: توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید.
در بزرگترين كشتي جهان Oasis of the seas ؛ ۲۱ استخر مجهز ساخته شده و جالب اينكه يك پارك آبي نيز مخصوص كودكان در نظر گرفته شده است. در كنار اين استخرها، يك ساحل مصنوعي و 2 استخر موج دار نيز احداث شده تا همه چيز براي تفريح در محيطي آبي فراهم شده باشد. برآورد شده در هر يك از اين استخرها، حدود 600 هزار گالن آب در جريان است.اين كشتي سالن آمفي تئاتري با گنجايش 750 نفر دارد . ۱۵ رستوران، كازينو ، ۲ نايت كلوب، زمينهاي ورزشي گلف، واليبال و بسكتبال از امكانات تفريحی و ورزشي آن محسوب ميشوند. اين جزيره متحرك در 20 طبقه ساخته شده است.
چشمان هميشه بيدار كشتي
در حد فاصله سالهاي 2003 تا 2006 ميلادي، 30 نفر به طرز مرموزي هنگام پايان كارهاي ساخت كشتي ناپديد شدند كه پس از مدتي اجساد آنها پيدا شد. اين مساله موجب شد 1250 دستگاه دوربين براي زير نظر قرار دادن قسمتهاي مختلف كشتي نصب شود.
كابلهايي به طول عرض آمريكا
كابلهاي مختلفي كه در ساخت اين كشتي به كار گرفته شده، در مجموع 5 هزار و 310 كيلومتر طول دارند كه تقريبا معادل عرض آمريكاست.
پارك سرسبز مركزي
در اين پارك كه مساحتي حدود نصف زمين فوتبال دارد، انواع گلكاريها ديده ميشود و در كنار آنها درختاني نيز كاشته شدهاند كه تا 6 متر ارتفاع دارند. اين پارك به گونهاي ساخته شده كه تراس صدها آپارتمان رو به آن است و از اين رو مسافران كشتي شايد فراموش كنند در يك كشتي حضور دارند!

انتظارات زن و مرد از هم چيست؟
امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانوادهها بیشتر شده و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نهتنها رابطهشان بهتر نمیشود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر میشوند... و نمیدانند چرا!
ارزیابی و تفسیرهای اشتباه زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر
زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف میکنند.
امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانوادهها بیشتر شده و روزبهروز زوجها از هم دورتر میشوند و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نهتنها رابطهشان بهتر نمیشود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر میشوند... و نمیدانند چرا!
بیشتر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزشها، دیدگاهها، اولویتها، اندیشههای خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگیهای خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را بهصورت طبیعی نشانمیدهد و آگاهانه قصد مخالفت و لجبازی با همسر خود را ندارد.
بایستی توضیح داد که متفاوت بودن، هرگز بهمعنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست ولی به رشد و تعالی میانجامد و معمولاً سبب جذب زن و مرد به یکدیگر میشود. با وجودی که زنان و مردان با هم متفاوت هستند ولی مکمل یکدیگرند و هریک، میتوانند به کاهش کمبودهای دیگری کمک کنند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز بهمعنای یکی شدن نیست.
طبیعی است که مردان و زنان، ویژگیهای خود را بهتر از ویژگیهای همسرشان بشناسند و از تفاوتهای بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.
همسرانی که بهعلت ناآگاهی، به تفاوتهای بین خود و همسرشان توجه نکنند، در عمل، تضادها، اختلافها و عدم تفاهمهایشان بهتدریج افزایش یافته و ندانسته رابطهی خود با همسرشان را بهطرف بحران پیشمیبرند و حتی به مرحلهی جدایی میرسانند. فقط با آگاهی و افزایش اطلاعات درست است که زن و مرد، دیدگاههای متقابل یکدیگر را بهتر درک کرده و به آنها احترام میگذارند؛ بهکارگیری درست آگاهیهاست که بسیاری از مشاجرهها و کشمکش، سادهتر و بدون خشم و پرخاشگری فراوان حل میگردد.
بهطور معمول خانمها و آقایان در مقایسهی ویژگیهای خود با همسر دچار اشتباه میشوند چون ویژگی خود را بهتر میشناسند و تصور میکنند که بهتر از همسرشان میاندیشند و عمل میکنند.
با چنین تصور اشتباهی، هر یک حق طبیعی خود میداند که تلاش کند ویژگی و نیاز خود را به هر طریقی که میتواند، به دیگری دیکته کرده و تحمیل نماید. بهویژه خانمها، با حساسیت بیشتری، این مورد را پیگیری میکنند. بهعبارت ساده، زنان و مردان ناآگاه در مقایسهی بین خود و همسر:
به خواستهها و نیازهای خویش ارزش، اهمیت و امتیاز بیشتری داده و برای نیازها و احساسهای طرف دیگر، بهای کمتری قائل میشوند و یا کمتوجهی میکنند.
خانمها و آقایان، از شما سؤال میشود:
اگر بهاندازهی کافی بر تفاوتها، نیازها و رفع نیازهای خود و همسرتان آگاهی داشتید و نیازهای همدیگر را بهدرستی برطرف میکردید، باز هم بگومگوها، کشمکشها اضطرابها و تشویقهاو جداییها به این شدت و حدت اتفاق میافتاد؟
باید توجه داشت که آگاهی در ایجاد آرامش و احساس خوشبختی در زندگی مشترک، نقش اساسی بازی میکند و ناآگاهی یعنی ویرانکردن زندگی مشترک! بهعبارت ساده، آگاهی میتواند بسازد و ناآگاهی همیشه با ویرانی همراه است. آگاهی یعنی در روشنایی قدم برداشتن و ناآگاهی یعنی در تاریکی راه رفتن!
در اوایل زندگی مشترک، زن قبل از اینکه شوهرش به خانه برسد، هر کاری را که برای خوشحال کردن او بهنظرش برسد انجام میدهد. برای مثال خانه را تمیز میکند، غذاهای مطبوع و دلخواه او را میپزد، لباسهایش را شسته و اطو میکند، در طول روز از طریق تلفن، پیامهای محبتآمیز میفرستد و... بهعبارت دیگر زن، با بینش، سلیقه و تصورات خود بدون توجه به نیازها و انتظارات واقعی شوهرش پاسخ میدهد.
در این شرایط زن با تمام کوششهایش بهمنظور جلب رضایت شوهر، وقتی میبیند نتوانسته رضایت او را جلب کند، در تعجب است که چرا به تلاشهای او توجه نمیشود؟
چرا احساس رضایت از انجام کارهای خود را در چهرهی شوهرش نمیبیند؟
چرا در جلب رضایت همسر، موفق نیست؟
از خود میپرسد: «من که هر کاری میدانستم انجام دادم، چرا شوهرم قدر مرا نمیداند و از من تشکر نمیکند و به همهچیز بیتفاوت است؟»
گفتیم خانمها با توجه به میزان آگاهی، تجربه و ویژگیهای خود، نیازهای همسرشان را ارزیابی کرده و برآورده میکنند. برای مثال:
خانمها چون جزئینگر هستند به جزئیات بیشتر توجه میکنند در حالیکه مردان چون کلینگر هستند، کلیات را بیشتر درنظر میگیرند و به جزئیات امور توجه زیادی از خود نشان نمیدهند.
زنان چون رابطهگرا هستند، بهراحتی رابطه ایجاد میکنند، در حالیکه مردان چون هدفگرا هستند، زمانی با دیگران رابطه برقرارمیکنند که هدفی داشته باشند.
زنان احساسهای خود را بهراحتی بروز میدهند، در حالیکه آقایان با خویشتنداری کمتر احساسهای خود را نشانمیدهند!
زن نسبت به تمیزی خانه، پخت و پز غذا، مرتب بودن لباس خود و همسر و... حساس است، تعارف و تشریفات، را دوستدارد، علاقهی فراوانی به گفتوگو از خود نشان میدهد؛ در حالیکه مرد اگر لباسش اطو نداشته باشد، اگر غذای عالی سر میز نباشد، اگر با خانهی بسیار مرتب و تمیز روبهرو نشود و... بهراحتی آنها را میپذیرد ولی وقتی همسرش به نیازهای احساسی او بیتوجهی کند و از او قدردانی نکرده و عملکرد او را مورد تحسین و تأیید قرارندهد، احساس رنجش کرده و واکنش منفی نشانمیدهد، چراکه نیاز مرد به حسنجویی، تأیید و قدردانی و رفع این نیازها توسط زن از انجام کارهای منزل و هر کار دیگر برایش بسیار مهمتر میباشد. بهعلاوه، بهعلت ناآگاهی است که بسیاری از زنان و مردان با همسرشان همانند دوست یا فامیل همجنس خود رفتار کنند و انتظار داشته باشند که دربرابر هر کنش همسرشان نیز همانند او واکنش داشته باشد. درواقع زوجها، بهعلت انتظار و توقع اشتباه از هم و برخورد غلط با مسائل، از عملکرد خود نتیجهی مطلوبی نمیگیرند.
زن تصورمیکند همانطوری که او تلاش میکند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست داشته باشد میبایست همانند او واکنش نشانداده و سعیکند او را خوشحال سازد و حتی بهخاطر دوستداشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیشدستی کند و نمیتواند فکر کند که آنهمه تلاش و کوشش، نهتنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجهی عکس هم داده است.
زنان به جزئیات امور توجه کرده و برای مرتب بودن همهچیز تلاش میکنند، انتظار دارند که همسرشان نیز به جزئیات توجه کرده و به لباس، چهره، آشپزی، رفتار آنان توجه کنند، همیشه دیده شده و مورد احترام باشند. به آزادی آنان احترام گذاشته شود و همیشه مورد حمایت همسرشان باشند؛ وقتی مرد به عملکرد زنش توجه نشاننمیدهد و نیازهای او را طبق خواستهاش برطرف نمیکند، زن ناخواسته در مسیر اندیشههای منفی قرارگرفته و واکنش منفی از خود نشانداده و روابطشان با یکدیگر تیره و تار میشود.
چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد. از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت، خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد. ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند. در حال مستاصل شد....
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت: " اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم."
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت. گفت: " اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي. نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم..."
قدري پايين تر آمد. وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت: " اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟ آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم."
وقتي كمي پايين تر آمد گفت: " بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد."
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت: " مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟ ما از هول خودمان يك غلطي كرديم غلط زيادي كه جريمه ندارد."
«كتاب كوچه ، احمد شاملو»
این خانم 34 ساله، ملکه گوگل لقب گرفته. مغز متفکر بخش جستجوی گوگل و خدماتی نظیر سرویس خبری گوگل، کتاب، تصاویر، نقشه، گوگل earth، تولبار گوگل، گوگل دسکتاپ، گوگل health، آزمایشگاههای گوگل و هر چیزی که در گوگل به جستجو مربوط میشود، در حقیقت توسط این خانم یعنی ماریسا مایر مدیریت و برنامه ریزی شده است.
آنطور که در پروفایلش در صفحه مدیران گوگل;نوشته شده، در سال 1999 به عنوان اولین زن مهندس در این شرکت مشغول به کار شده و از همان زمان هم امور مربوط به وب سرور و رابطهای کاربری گوگل را مدیریت می کرده. تلاش هایش منجر به ارائه و گسترش خدمات گوگل به بیش از 100 زبان شده و بیش از 100 ویژگی، ابزار، خدمات، سرویسها، محصولات و پروژه ها را در گوگل ارائه و مدیریت کرده. در زمینه رابطهای کاربری و هوش مصنوعی کلی پتنت و امتیاز تجاری ثبت شده دارد. در حال حاضر هم استاد بیش از 3000 دانشجو در دانشگاه استانفورد در امور مربوط به برنامه نویسی کامپیوتر و مهندسی نرم افزار است. از سوی مجله نیوزویک به عنوان یکی از 10 شخصیت آینده ساز در حوزه فناوری اطلاعات معرفی شده، و مجله فورچون هم او را جز 50 زن جوان و مهم در آینده قلمداد کرده؛ مجله بیزینس ویک او را کارخانه ایده پردازی گوگل لقب داده است .
خدایا...گامی بسوی آینده با مرسدس بنز F700
مرسدس بنز F700 چهارسيلندر با حجم موتور ۱۸۰۰ سِِي سي و قدرت ۲۳۰ اسب بخار اتومبيلي بسيار شيك است . اين اتومبيل همچنين مجهز به يك موتور الكتريكي با قدرت ۲۰ اسب بخار است. داراي استاندارد يورو-۶ و محدود كننده سرعت الكترونيكي ۲۰۰ كيلومتر بر ساعت است.
|
|
|
|
بقيه عكسها در ادامه مطلب
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد، زيرا با وجود این که پستاندار عظيمالجثهاى است، امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چه طور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مىپرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد. ![]()
------------------------------
حاجیه خانوم (لبخند زنان) - حاج آقا! امشب شب جمعه است ها!
حاج آقا (آه عمیقی میکشد)- آره میدونم ولی برنامه بی برنامه. برو بخواب!
حاجبه خانوم - ولی هفته گذشته هم همین رو گفتی! اصلا معلومه چه ات شده؟ نکند خدای نکرده زبانم لال پای یک زن دیگه ای در میونه؟
حاج آقا- زن! این حرفا چیه که میزنی؟ مگر خبر نداری دولت داره پارازیت ول میکنه توی هوای تهرون؟
حاجیه خانوم- واسه چی؟
حاج آقا- آخه دولت دلش نمیخواد مردم کانالهای ماهواره ای رو نگاه کنند و از راه راست منحرف بشن. بخاطر همینه که داره پارازیت ول میکنه توی هوا
حاجیه خانوم - خب. این چه ربطی داره به برنامه شب جمعه ما؟
حاج آقا - میگن این پارازیتها باعث عقیم شدن مردها میشه! اون ها رو سست و بی حال میکنه! مال ما هم پارازیتی شده!
حاجیه خانوم (بغض میکند) - اوا خدا مرگم بده! این که نمیشه بخاطر بهشت رفتن یک عده شبهای جمعه ما بشود جهنم! ایشالله خدا ذلیل شون کنه که اینقدر به مردم ظلم میکنن. میگم حاج آقا! حالا نمیشه تشکیلاتت را استتار کنی یا زاویه آنرا یکخورده مثل دیش ماهواره تغییر بدی تا پارازیت کمتری به آن بخوره؟
حاج آقا - میخواهی ما را بیندازی توی دردسر؟ فردا ممکن است بیایند ما را بخاطر همین که سرش را یکخورده کج کرده ایم بگیریند و بیاندازند توی هلفدونی بجرم مبارزه نرم علیه نظام! ولش کن بگذار در جهت حفظ نظام باشد!!!ا